"طوفان الاقصی"، تاریخی نبود، "تاریخ ساز" بود ("جبهه مقاومت"، جهانی شد)
دانشگاه خوارزمی - نشست (دوسال مقاومت برای تغییر دویست سال آینده)
بسمالله الرحمن الرحیم
بعضی خبرها فقط خبر نیستند و کاملاً بیانگر ماهیت غیر عادی اتفاقاتی هستند که شاید برای اولین بار در تاریخ صهیونیسم افتاد. یکی از آن اتفاقاتی که برای اولین بار افتاد، چرخش در افکار عمومی جهان و از جمله در خود غرب بود. شاید در تمام 70- 80 سال گذشته، از طرف کمپانیهای سرمایهداری یهود و صهیونیستها که بخصوص از جنگ دوم بینالملل تا الان بر مقدرات غرب مسلط هستند، میلیاردها دلار پول خرج شد. آنها در این 70- 80 سال اخیر سعی میکردند که از اسرائیل یک چهره مدرن، منطقی، دموکرات و مظلوم بسازند، با این که جنایاتی که به دست اینها اتفاق افتاد، در طول تاریخ کمتر پیش آمده است. شما آخری آن را با چشم خودتان دیدید، یعنی دنیا دید که آنها 60 هزار مردم بیسلاح و بیدفاع و بیش از بیست و چند هزار کودک را جلوی چشم همه زیر آوار متلاشی کردند و بعضی را زنده به گور کردند. آنها آب و برق و غذا و همه چیز را به روی آنها بستند. آنها حتی تک تک بیمارستانها، کودکستانها و مهد کودکها، همه را هدف قرار دادند. بعد اینها آواره شدند و به بیابانها رفتند و چادر زدند. آنها باز هم چادرهای اینها را هم بمباران کردند! و طبق آماری که بعضی از نظامیان خودشان دادند، گفتند ما بین 10 تا 15 برابر بمب اتمی که آمریکا در ژاپن زد، هیروشیما و اینها، ما بر سر مردم غزه بمب ریختیم! یک شهر و یک جایی به اندازه کرج مثلاً. آنها تقریباً اکثر خانهها و ساختمانها را تخریب کردند و نابود کردند و بیشترین تلفات را از مردم عادی، که نه مسلح بودند و نه رزمنده، گرفتند اما آنها نشان دادند که از هر رزمندهای، از رزمندگان جهان قویتر هستند. شخصیت آنها، ایمان آنها، وحدت آنها. شما نمیدانم فیلم تبادل اسرا را دیدید یا نه که اصلاً با این که در داخل رژیم صهیونیستی چه میگذرد، معلوم است که پیروز کیست و شکست خورده کیست. روزنامههای خود صهیونیستها نوشتند کافی است ببینید که کجا جشن گرفتند و کجا همه ساکت هستند تا بفهمید که پیروز و شکست خورده در این ماجرا کیست. این فضای افکار عمومی که بهم ریخت، خیلی مهم بود، چون هفتاد هشتاد سال است که رسانههای اصلی جهان و از جمله سینما، سرگرمی و هالیوود، خط قرمز ثابت اصلی همه آنها تقریباً صهیونیسم و اسرائیل است. یعنی آنها اجازه یک فیلم، حتی طنز و نقد کوچکی علیه اسرائیل را نمیدهند. از انیمیشن و بازیهای کامپیوتری و بازیهای رایانهای تا فیلمهای سینمایی، تخیلی، جنگی، عشقی، حماسی که یک جوری به مسئله یهود، یهود سرگردان، قربانیان فاشیسم وصل بشود، و در عین حال اینها نژاد برتر هستند و کل دنیا باید دنبال اینها راه بیفتد. اینها خط قرمز همه هستند. 70- 80 سال از جنگ دوم گذشته است. دهها میلیون مسیحی از دو طرف کشته شدند. آنها مثل این که آدم نبودند. آنها از دو طرف چند میلیون مسلمان را کشتند. ولی در این میان میگویند که مثلاً بین 4 تا 5 شش میلیون یهودی هم کشته شده است و همه باید به آنها توجه کنند. هر کس حتی این عدد و رقم را زیر سؤال ببرد، هر کس بگوید که اصلاً 6 نه، 60 میلیون اصلاً کشتند، به ما چه؟ به فلسطین و به مسلمانان چه؟ خود شما اروپاییها به جان هم افتادید و دو طرف هم ادعا داشتید که مسیحی و یهودی یا سکولار هستید. فاشیست شما و کمونیست شما و لیبرالیسم و نظام سرمایهداری شما، خودتان دهها میلیون از همدیگر را کشتید، اروپا را با خاک یکسان کردید و نابود کردید و در تمام این هفت هشتاد، هفتاد هشتاد سال دروغ گفتید و جای شهید و جلاد را عوض کردید. بزرگترین تروریستهای دنیا خود شما بودید و اینها چریکهای آزادیبخش و مدافع حقوق اولیه خودشان بودند. آن وقت اینها جلاد و تروریست شدند و شما مظلوم شدید، در حالی که دقیقاً برعکس بود.
آنجا بزرگترین جنگ متمرکز، متراکم و وسیعترین و حجیمترین بمبارانهای متمرکز که در تاریخ، اینطور بمباران متمرکز شما دیدید وقتی که شهید کبیر نهضتهای آزادیبخش جهان عرب، جناب سید حسن نصرالله را زدند، صد تن بمب روی آن ساختمان ریختند. زیر بمباران، سنگینترین بمبارانها. آنها صد تن بمب ریختند که سیدحسن را بزنند. آخرین مدلهای هواپیماهای فانتومهای آمریکایی، بمبهای سنگرشکن، دیگر مدرنترین سلاحهای خودشان را آوردند و هزاران سرباز آمریکایی، انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی و آلمانی با یونیفرم ارتش اسرائیل در این دوران در غزه و جنوب لبنان جنگیدند. هزاران مزدور که فقط برای پول میجنگند را هم آوردند. آنها پیچیدهترین دستگاههای جاسوسی الکترونیک را در دنیا به کار انداختند. مدرنترین سلاحهای خودشان را آوردند. قویترین تئوریسینهای جنگ و برنامهریزان جنگی را آوردند. شما میدانید که اینها ده تا اتاق فرمان در قرارگاههای خودشان داشتند. نزدیک 30 تا 40 تا ناو جنگی ناتو در تمام یک سال و خوردهای در منطقه و آبهای منطقه بود که دائم رصد میکردند و کوچکترین حرکت را رصد میکردند. حتی حرکت پرندهای را در فضای غزه و لبنان رصد کنند. آنها با تمام قدرت آمدند و یک جنگ جهانی به تمام معنا بود. حتی از بمبهای هستهای کمتر غنیشده، یعنی بمبهای نیمه اتمی هم استفاده کردند. چیزی نداشتند که وارد میدان نکرده باشند. خب چه شد؟ گفتند که ما حزبالله را در لبنان نابود میکنیم. آمریکا و غرب هم تماماً پشت آنها ایستادند. رژیمهای وابسته منطقه هم همه آنها کنار اسرائیل بودند. حتی مداخله کردند. نه تنها رابطه خودشان را با اسرائیل قطع نکردند، کمکهای اطلاعاتی، کمک نظامی، کمک اقتصادی، حتی تسلیحاتی. دستنشاندههای غرب هم در این 80 سال اخیر، از جنگ جهانی دوم به بعد، اینها همه را همین انگلیسیها، فرانسویها و بعد آمریکاییها و اینها سر کار آوردند. اینها هیچ کدام حکومت نه مردمی و نه مستقل هستند. هم دیکتاتوری، سکولار و ضد دین و هم وابسته و دستنشانده غرب و متحد اسرائیل. اصلاً اسرائیل را اینها نگه داشتند. همه آنها کنار اسرائیل بودند. عربستان، امارات، بحرین، اردن، مصر، قطر و ترکیه، اینها هم به اسرائیل کمک کردند. البته قطر و ترکیه حالا گاهی چون ادعا میکنند که مثلاً بعضی از آنها ریشههای اخوانی داشتند، با زبان خیلی از حماس حمایت میکردند. سلاح نمیدهند و حاضر نیستند که کنار آنها بجنگند. و هیچ کدام هم حاضر نیستند که رابطه خودشان را با اسرائیل قطع کنند. یعنی همین ترکیه و قطر که تازه اینها میگفتند ما طرفدار فلسطینیها و حماس هستیم، اینها رابطههای میلیارد دلاری با اسرائیل دارند و هیچ کدام از آن روابط خودشان را هم تعطیل نکردند. فقط سوریه عملاً کنار جبهه مقاومت بود. سوریه هم جرأت جنگیدن با اسرائیل را نداشت. با این که چند هزار تانک و هواپیما و اینها داشت، در همین یک سال و خوردهای جنگ، به فلسطینیها، لبنان و فلسطین کمک میکرد اما جرأت نمیکرد که درگیر بشود. و بدون این که هیچ درگیری هم بشود، عملاً در این پروژهای که ترکیه و قطر و رژیمهای عربی منطقه و آمریکا و اسرائیل همه در جریان بودند، درست وقتی که حزبالله و حماس درگیر بزرگترین نبرد با ضد صهیونیستی در خط مقدم بودند، تا آتشبس شد، همان ساعت اینها از ترکیه و از مرز اردن که آمریکاییها بودند، اینها حمله کردند. تنها کشور عربیای که با اسرائیل رابطه دوستانه نداشت و کنار فلسطینیها بود، سوریه بود. البته حکومت سوریه به لحاظ اعتقادی و ایدئولوژیک، قرابت و نزدیکی با انقلاب اسلامی نداشت. بعثی یعنی ناسیونالیستی، قومیت عرب و سوسیالیستی، چپ و سکولار بودند. ولی حزب عراق هم حزب بعث بود. این دو حزب ظاهراً یکی بودند ولی کاملاً مواضع متضاد داشتند. صدام کاملاً ضد ایرانی بود. علیه اسرائیل حرف میزد ولی همه اینها مدام علیه ایران عمل میکردند و همان موقع هم تنها حکومت عربیای که گفت ما با ایران هستیم، همین سوریه بود. فقط آنها به ما موشک میدادند. صدام یک صحبتی دارد که اخیراً در فضای مجازی هم آمد. میگوید: حافظ اسد، بابای این بشار اسد، من به او میگفتم ما عرب هستیم و داریم با ایرانیها میجنگیم، تو چرا به طرف ایرانیها رفتهای؟- صدام اینها را میگوید- میگوید حافظ اسد گفت حداقل به سه دلیل! یکی این که جنگ را تو شروع کردی. شما به ایران حمله کردید. ایران به شما حمله نکرده است. شما ظالم هستید. دوم این که تو در این جنگ قطعاً پیروز نخواهی شد. چون با یک ایدئولوژیای درگیر شدی، انقلابی شیعه، جهاد، شهادت، اینها در این ایدئولوژی، در مرام آنها اصلاً شکست و تسلیم شدن نیست. ته این جنگ یا تو شکست خواهی خورد یا باید تو سازش کنی و تن بدهی. عملاً هر چند سال طول بکشد، برنده این جنگ تو نیستی و ایدئولوژی آنها طوری است که اگر تسلیم نشوی، تسلیم حق، آنها به عراق میآیند و به سراغ تو میآیند. و سوم جالب است که مربوط به این قضایای فلسطین هم است. صدام حسین میگوید حافظ اسد به من گفت دلیل سوم و خیلی مهم این است که ما کشورهای عربی هیچ کدام نمیتوانیم اسرائیل را شکست بدهیم، حتی اگر واقعاً هم بخواهیم. تنها و فقط ایران و انقلاب اسلامی است که اسرائیل را میتواند شکست بدهد. اینها میتوانند اسرائیل را و اربابان آن را، آمریکا و همه اینها را فقط اینها میتوانند به کنج ببرند و شکست بدهند. ما کل حکومتهای عربی، ماها، اغلب که دستنشانده خود اینها و وابسته هستند، آنهایی هم که کمتر وابسته هستند، میترسند و جرأت آن را ندارند. اگر یکی دو کشور هم باشند که جرأت آن را داشته باشند، قدرت آن را ندارند. یعنی میگوید یکی از آنها خود ما هستیم. میگوید بدون ایران امکان ندارد که فلسطین پیروزی به دست بیاورد. صدام اینها را میگوید.
خب شما ببینید اتفاقی که افتاد، افکار عمومی در جهان به کلی زیر و رو شد. حالا من یک سندی را خدمت شما بخوانم راجع به همین وضع افکار عمومی که برای اولین بار چه اتفاقاتی افتاد. یک علت مهم آن هم این فضای مجازی بود. چون همیشه روایتهای یکطرفه از طریق ماهوارهها، تلویزیونهای رسمی و روزنامهها و مطبوعات رسمی بود. همه اینها تحت کنترل دولتها بودند، دولتهایی که همه آنها، کشورهای منطقه و همسایههای اسرائیل، همه آنها از بعد از این که در جهان اسلام در جنگ جهانی اول و دوم، مخصوصاً با فروپاشی عثمانی، کل جهان اسلام سقوط کرد و متلاشی شد و همه دست ارتشهای انگلیس و فرانسه و آلمان و روسیه و اینها افتاد و جهان اسلام را بین خودشان تقسیم کردند. از همان موقع، مخصوصاً از جنگ جهانی دوم به بعد، کل کشورهای دیگر، حتی یک کشور مسلمان اشغالنشده و آزاد دیگر باقی نماند. همه را گرفتند و بین خودشان تقسیم کردند. ما سهم انگلیسیها، نوکر انگلیسیها شدیم، بعضی کشورها فرانسه، بعضیها روسیه و همینطور. بعد هم که آمریکا آمد و اسرائیل هم درست شد.
در تمام این مدت، خب رسانههای رسمی که در اختیار دولتهای دستنشانده بود، یعنی پهلوی را در ایران، انگلیسیها پهلوی را، خانواده پهلوی را در ایران گذاشتند، خانواده آل سعود را آنجا گذاشتند، خانواده فلان را گذاشتند، همینجور خانوادهها را، نوکرهای خودشان را، دستنشاندههای خودشان را در این کشورها گذاشتند که تا همین الان حکومت میکردند.
اولین کشوری که از چنگ اینها خارج شد، ایران بود، انقلاب اسلامی. اولین کشوری که خود را با انقلاب مردمی رها کرد، ایران بود. حالا در 4- 5 کشور این فرهنگ گسترش پیدا کرده است. اینها این منطقه را دارند از دست میدهند. یعنی یمن دست اینها بود، افغانستان، عراق، لبنان، کل فلسطین و غزه، یمن، همه اینها دست اینها بود. تمام این کشورها از کنترل کامل اینها خارج شده است. روی بعضی از آنها هیچ کنترلی دیگر ندارند. روی بعضیها حداقل کنترل را پیدا کردند. با این که اینها عراق و افغانستان را گرفتند، که نروند. اینها را گفتند دو تا از ایالتهای ما شد. مجبور شدند که بروند. چه کسی آنها را مجبور کرد؟ خود ترامپ گفت: ما سلیمانی را زدیم، ژنرال بزرگی بود ولی مجبور بودیم برای این که چند هزار سرباز آمریکایی در عراق و افغانستان را اینها کشتند. جبهه مقاومت را اینها ایجاد کردند، سازماندهی کردند، آموزش دادند، مسلح کردند. همینطور که سلاح فلسطینیها سنگ بود (انتفاضه). سنگ در دست آنها موشک شد که هزاران موشک برای اولین بار از غزه، از لبنان، از عراق، از یمن بر سر صهیونیستها خورد. الان که ناوهای آمریکا دائم میخورند. یعنی یمنیها که دیگر اصلاً کار روزمره آنها زدن ناوهای آمریکا، هواپیماهای آمریکا شده است. دیگر گفتم اینها از بس میزدند، دیگر نمیگفتند چند تا. میگفتند امروز هم مقداری ناو و هواپیما زدیم، مقداری زدیم!
اصلاً سازمان و ساختار نظامی جهان تغییر کرد. از جنگ اول و دوم جهانی که اینها بر دنیا مسلط شدند تا این دوران، اینها شکست اینجوری نخورده بودند. موشکهایی که ده پانزده تا موشکی که در عینالاسد خورد، برای اولین بار در تاریخ بود. هیچ کشوری جرأت نمیکرد و الان هم نمیکند. به جز همین جبهه مقاومت، از ایران تا یمن، حزبالله، اینها. کسی دیگر جرأت نمیکند که بگوید ما پایگاه آمریکا را میزنیم و بزند. هیچ کس، نه چین، نه روسیه، نه هیچ کشور دیگری در دنیا. این اتوریته اینها شکست. این که اینها شکستناپذیر هستند، شکست. و این خیلی مهم است. خط شکست. این اولین بار است که فلسطینیها اینقدر عزت پیدا میکنند. جنگهای متعدد شد، دائم اینها شکست خوردند و تحقیر شدند. و هر بار هم حکومتهای ظاهراً مسلمان عربی که مدام قوم عربی، القومیه العربیه، عربی عربی میگویند، اینها همه تسلیم شدند و با ذلت شکست خوردند. چون ایدئولوژی آنها اسلام نبود. همینطور که یک عده اینجا پانایرانیسم میگفتند ما ایرانی هستیم و ایران قبل از اسلام. آنها هم میگفتند ما عرب قبل از اسلام هستیم، ترکها هم بگویند ترکهای قبل از اسلام، آفریقاییها هم بگویند آفریقای قبل از اسلام. اینها خط دشمن بود. خب همه شماهای قبل از اسلام که ذلیل بودید. ایران هم بدون شعار اسلامی که ذلیل بود. یکی از نوکرهای تحقیرشده و ذلیل انگلیس و آمریکا بودیم ما که تا وقتی صحبت اسلام نبود. به نام اسلام ایران عزیز شد. به نام اسلام عراق و افغانستان آزاد شد. به نام حسین، لبنان آزاد شد. یمنیها به نام حسین ناوهای آمریکا را میزنند که هیچ کس در دنیا جرأت نمیکند که این کار را بکند. وضعیت دنیا به لحاظ نظامی، ساختار آن عوض شد. این دنیا، دنیای دو سال، یک سال و نیم پیش هم دیگر نیست. به سرعت اتوریتهها شکست.
افکار عمومی دنیا هم عوض شد. همیشه قبلاً تلویزیونهای رسمی، روزنامهها و اینها بودند و همه هم دستنشانده آن طرف یا میترسیدند از آنها. همیشه اسرائیل خوب بود، طرف مقابل وحشی بودند، تروریست. اسرائیل قوی بود، آنها ضعیف. اسرائیل دموکرات و پیشرفته بود، آنها مرتجع و بربر بودند. این جنایتی که میشد، 70- 80 سال است که در فلسطین و... دارد میشود. کسی نمیدید. این دفعه آنلاین دنیا میتوانست ببیند که ببینید اینها چه میکنند. طرف آنها کیست؟ چه کسانی را دارند میکشند؟ چرا میکشند؟ چهجوری دارند قتل عام میکنند؟ اینها باعث شد که همه چیز بهم بریزد.
حالا ببینید یک گزارشی در باب افکار عمومی و وضعیت رسانه من برای شما بخوانم که تهیهکننده این گزارش، ما نیستیم. خود رسانههایی هستند که اصلاً نسبت به فلسطین و جهان اسلام و ایران و اینها سمپاتی ندارند. سمپاتی آن طرفی را دارند و بعضیهایشان هم ادعا میکنند که بیطرف هستند که آن هم معلوم نیست باشند. میگوید چند تا اتفاق بزرگ در حوزه افکار عمومی جهان افتاد. برای اولین بار، نزدیک پانصد دانشگاه علیه اسرائیل و علیه آمریکا تظاهرات شد. این بیسابقه بود. برای اولین بار در تاریخ، پرچم اسرائیل را در دانشگاههای آمریکا آتش زدند. حتی پرچم خود آمریکا را آتش زدند. به خاطر این که دیده شد، برای اولین بار که چه کسانی دارند جنایت میکنند. کل غرب پشت اسرائیل ایستادند. این سنگر حیثیتی آنهاست، ناموس استکبار است. و آن طرف مردم بیسلاح و مظلوم. ما تا حالا نمیگذاشتیم که صدای اینها به دنیا برسد ولی حالا دیگر این صدا درز کرد. در برابر هزارتا بلندگوی آن طرف، دو- سه تا بلندگوی این طرف هم آمد، کل دانشگاههای اروپا و آمریکا به هم ریخت. تظاهرات علیه اسرائیل در اروپا اصلاً ممنوع است. جرم است، میگیرند. در انگلیس، در فرانسه، در آلمان. تظاهرات نیم میلیونی در لندن، تظاهرات یک میلیونی در آمریکا، تظاهرات در فرانسه، در آلمان؛ که این آلمان باید تا هزار سال دیگر به خاطر وجود هیتلر از یهودیها معذرتخواهی کند. لذا میدانید خود هیتلر هم ریشه یهودی دارد. یعنی مادر یا مادربزرگ او ظاهراً در خانه یک یهودی کار میکرده است و من نمیدانم او به او تجاوز کرده است یا خودشان با همدیگر بودهاند، چطور بوده، حالا دقیق آن را یادم نیست؛ ولی از یک سر، نسل خود او هم به آنها میرسد. اینها کینههایی است که خودشان با هم دارند.
اصلاً در طول تاریخ، همیشه یهودیها و مسیحیها پدر یکدیگر را درآوردهاند. اول یهودیها، مسیحیها را نابود میکردند؛ بعد که مسیحیها زیاد شدند، علیه یهودیها اقدام کردند. الان در دنیا یهودی نداریم. الان کل یهودیهای دنیا پانزده میلیون هستند. آنها به اندازه یک شهر هستند. ولی آنها بر مراکز ثروت و رسانه مسلط هستند و از طریق آنها یعنی آمریکا و انگلیس و اینها بر کشورهای دیگر مسلط هستند.
حالا در نظرسنجیها به این دقت کنید:. میگوید کنترل این نسل جدید از دست ما خارج شد. میگوید نسل z آمریکا ضد اسرائیلی شدهاند. در نسلهای قدیمیتر آنها یعنی از سن 30- 40 به بالا که هنوز تحت آن بمبارانهای رسانهای و سینمایی قبل بودهاند، طرفداران اسرائیل یا حداقل کسانی که طرفدار فلسطین نیستند و بیطرف هستند، بیشتر هستند. هرچه به سمت نسل جوان و نوجوان میآیید، در آمریکا و در انگلیس، در چندین کشور با آمار نام میبرد که این نسلی که به آن اصطلاحاً نسل z میگویند و معمولاً هم پای رسانههای الکترونیک و اینها بزرگ میشود، اکثریت نسل z در آمریکا طرفدار فلسطین و مخالف اسرائیل هستند حتی در دانشگاههایی که هیئت امنا و سازندگان و کسانی که سرمایهگذاران آن دانشگاه هستند، سرمایهداری صهیونیستی و یهودی هستند که آنها اصلاً این دانشگاهها را برای کادرسازی و برای حکومتهای خود آمریکا و ایالتها و جاهای مختلف درست کردهاند. یکی از آنها همین دانشگاه کلمبیا بود که اصلاً بنیانگذاران آن سرمایهداران صهیونیست هستند و اولین تظاهراتهای ضد اسرائیل از همین دانشگاه کلمبیا شروع شد. این خیلی جالب است.
این که هنوز میگویند چه کسی شکست خورد، چه کسی پیروز شد! سیدحسن رفت، نمیدانم سنوار رفت، چه کسی رفت، چه کسی رفت و... همه میروند، باید بروند، شما هم میروید. شما هم میمیرید. به شما میگویم همه شما میمیرید. اگر به شما نگفتهاند، من الان خبر بدهم. دست من چه درد بکند چه نکند، تو میمیری. گفت چه به تو بگویم خدا تو را مرگ بدهد چه نگویم، تو میمیری. خدا تو را مرگ میدهد. همه ما میمیریم.
این که یک عدهای با شرف، مرگ را انتخاب میکنند و خودشان را فدای دیگران میکنند، آیا برای آنها متأسف هستی؟ آنها باید برای تو متأسف باشند. چند روز دیگر همینطور میخوری و به دستشویی میروی، باز میآیی میخوری و به دستشویی میروی؛ باز میخوابی و باز پا میشوی، میخوابی و پا میشوی؛ شب، روز، خنده، گریه و یک مرتبه میمیری. چه کسی باید برای چه کسی تأسف بخورد؟ کسی اینجا نمیماند. مثلاً ما اینجا میمانیم و آنها یک فرصتهایی را از دست دادهاند. فرصت آنها، چند بار سر سفره خوردن و به دستشویی رفتن است. آنها فقط این فرصت را از دست دادهاند. آنها هیچ فرصت دیگری را از دست ندادهاند. ولی ما فرصت بزرگی را از دست دادهایم و خواهیم داد. عمری که در هر صورت تمام میشود، در یک راه بیمعنی و پوچی تمام میشود. اگر تو در مسیر حق نباشی، هیچی ته آن نمیماند. بنابراین این که این شهید شد، آن شهید شد. اصلاً این سیدحسن و سنوار و هنیه و قاسم سلیمانی و اینها اصلاً تا الان هم بیخودی زنده بودهاند. پیغمبر اکرم(ص) 63 ساله رفتند. امیرالمؤمنین(ع) 62 ساله رفتند. پیغمبر و امیرالمؤمنین و امام حسین و امام حسن(ع) همه اینها سنشان از من کمتر بوده که رفتهاند. یعنی الان من به حساب، از همه اینها بیشتر عمر کردهام ما خیلی مهم هستیم! امام رضا(ع) پنجاه و شش هفت ساله بودهاند. یعنی امام رضا شش سال سنشان از من کمتر بوده که شهید شدهاند. اصلاً ما اینجا چهکار داریم؟ چشم بهم میزنی دانشجو میشوی. خیال میکردی خیلی مهم است که دانشجو بشوی. حالا که شدی میبینی باز یک چیزهای دیگری مهم است. بعد همانها هم میشوی باز میبینی همانها هم مهم نیست. بعد هم یک مرتبه میبینی پیر شدی. اگر پیر هم نشویم یا جوانمرگ میشویم. اصلاً اینها اگر تا چند سال دیگر شهید نشده بودند همین شهدا تا سه- چهار سال دیگر میمردند. اینها کلاه همه ما را برداشتهاند. از این بهتر نمیشد. از این زیباتر نمیشد زندگی کرد و از این زیباتر رفت.
امروز فیلم خانواده محمدرضا ضیف از رهبران حماس را میدیدم. آیا میدانید چرا به او ضیف میگفتند؟ ضیف یعنی مهمان. ایشان ده- پانزده سال بلکه بیشتر، هیچ دو شبی یک جا نبوده است؛ چون او را ترور میکردند. و چون هر بار در خانه یکی از مردم مهمان بوده است، اسم او محمد ضیف، محمد مهمان، بود. یعنی ایشان هر شب، هر دو- سه شب، مهمان یک خانهای بود. ایشان در فلسطین و غزه بود. ایشان چند بار مخفیانه هم با ایران و حزبالله ارتباطاتی داشت و اصلاً طراح اصلی کل این عملیات، ایشان بود. این آدمی که رسانههای صهیونیستی میگفتند خودشان و بچههایشان در هتلها و در کاخ و خارج و داخل این حرفها هستند، در یک اتاق کاملاً ساده و لخت و بلکه قدیمی زندگی میکند. دیوارهای آن ترک خورده و در این خانه هیچی نیست و خانم او با سه- چهارتا بچه، در یک بخشی از خانه کتاب و کتابخانه چیده است که آنطرف مثلاً انگار آشپزخانه اوست؛ که آنطرف هم که میروی باز هم میبینی هیچی نیست. این فرمانده بزرگ عملیات به قول اینها 7 اکتبر، کسی که کمر اینها را شکست، ایشان بوده است. تبادل اسرا صورت گرفت. الان در اسرائیل ولوله شده است مردم میگویند شما که گفتید همه اینها را کشتهایم و از بین بردهایم، اینها که همین الان با چند هزار نفر، با همان لباسها و با افتخار و با سرود و با شعار و اینها آمدهاند و رژه پیروزی میروند. همه مردم هم که با اینها هستند. چون یکی از تاکتیکهای اینها این است؛ کشورهایی که مقاومت میکنند، اینها میآیند میگویند آنهایی که مقاومت میکنند، افراطی هستند. آنها به مردم میگویند مردم! ما با شما جنگ نداریم. ما با افراطیهای شما دشمن هستیم. این افراطیهای شما به ما صدمه میزنند. بعد ما مجبور میشویم جواب بدهیم، آنوقت چوب آن را شماها میخورید. لذا این که ما شما را میکشیم و تحریم میکنیم، تقصیر ما نیست؛ تقصیر افراطیهای خود شماست. خود شما یکجوری اینها را خفه کنید. بعد یک عده احمق هم آنجا پیدا میشوند به عنوان میانهرو، واقعبین و عقلا، عوض این که به اینها بگویند شما دارید جنایت میکنید و به جای این که به صف مقاومت ملحق شوند، رو میکنند به آن بخشها و گروههای باشرف جامعه خودشان که دارند خودشان را فدای بقیه میکنند، برمیگردند به آنها متلک میگویند، توهین میکنند، تهدید میکنند که شما افراطیها نمیگذارید ملت آرامش داشته باشد. شما جنگطلب هستید، شما جنگافروز هستید. شما عامل این ریختن این خونها هستید. ما نمیخواهیم شما ملت ما را نجات بدهید. چه کسی شما را نماینده ملت کرده است؟ شما دارید به خشونت دامن میزنید. شما اینها را تحریک میکنید و هی بهانه به دست آنها میدهید. ببینید! این شیوه همیشگی آنها بوده است.
یزید وقتی کوفه را پس گرفت، همینها را گفت. گفت این حسین افراطی است و علیه حکومت قیام کرده است. شما هم یک عدهتان نفهم بودید، نادان بودید، بازی او را خوردید، به او ملحق شدید. بقیه شما هم ایستادید و نگاه کردید. بله پدر شما درآمد، بیشتر از این هم درخواهد آمد. گفت حکومت نمیگذارد شما قسر در بروید. کوفه باید تاوان پس بدهد که چرا اصلاً از حسین دعوت کردید. حالا بعد خیانت کردید، بارکالله! ولی چرا همچین غلطی کردید؟ نمیگذاریم که قسر در بروید. ولی هر صدمهای به شما بخورد، تقصیر افراطیون کوفه است؛ آنهایی که تا آخر با حسین ماندند. شما دارید چوب این تندروهای خود را میخورید. همین الان هم همین را میگویند. جای طلبکار و بدهکار، جای قهرمان و جای خادم و خائن عوض میشود. عوض این که بگویند آقا شما چرا به ما کمک نمیکنید؟ چرا از ملت خود دفاع نمیکنید؟ چرا ایستادهاید نگاه میکنید؟ آنها به اینها میگویند شما چرا با اینها درگیر میشوید؟ مگر نمیبینید زور آنها بیشتر است؟ همین الان در فلسطین هم همین است. این قضیه سازمان آزادیبخش فلسطین و دولت ابومازن و آن محمود عباس رئیس آن بود و حالا ظاهراً یکی دیگر را میخواهند بیاورند. تشکیلات خودگردان که حالا مثل این که باز یک نوکر مزدور دیگرشان را میخواهند بیاورند. اینها قبلاً انقلابی بودند. اینها همان جریان الفتح و سازمان آزادیبخش فلسطین و یاسر عرفات هستند. زمانی که ما بچه بودیم، قبل از انقلاب، اینها قهرمان بودند.
من یادم میآید مدرسه ابتدایی، کلاس چهارم ابتدایی، رفتم البته تحت تأثیر آموزشهای مرحوم پدرم- رحمت الله علیه- کلاس چهارم ابتدایی بودم، چهارم یا پنجم. این "اوریانا فالاچی" یک خبرنگار ایتالیایی بود و با چهرههای خاص مصاحبه میکرد. او در دنیا مطرح بود. او با امام هم یک بار رفت که مصاحبه کند. یک مصاحبه هم با عرفات کرده بود. من مصاحبه فالاچی با عرفات را خلاصه کردم و به عنوان انشاء رفتم سر کلاس خواندم. چون در خانه ما اصلاً این حرفها عادی بود، عقل من نمیرسید که مدرسه میروی، از یاسر عرفات و فلسطین و علیه اسرائیل میگویی! دو سه بار در مدرسه کتک خوردیم، یکی از آنها سر این بود. البته پدر من میدانست ولی میگفت برو عیب ندارد. برو بخوان کتک بخور! اینجوری نبود که، اینها مثلاً فکر کردند اگر بگویند به بابایت میگوییم مثلاً پدرم من را دعوا میکند. گفتم بابا! بابای من، من را فرستاده، من را جلو انداخته است! و آن موقع برای ما، عرفات همچین چیزی بود. ولی آخر کاری، او به یک آدم ذلیل تبدیل شد. او تحقیر میشد. یعنی اسرائیلیها او را نوکر خودشان کردند. آخر هم استقلالی که به اینها ندادند. اینها گفتند باید اسرائیل را به رسمیت بشناسید. اینها شناختند. آنها گفتند ولی ما فلسطین را به رسمیت نمیشناسیم. اصلاً شما چه کسی بودید؟ اصلاً کشوری به نام اسرائیل وجود نداشته است. یعنی اینها تسلیم شدند، گفتند خیلی خب! هم فلسطین هم اسرائیل. آنها تن به ذلت دادند. آنها باز هم حاضر نشدند بگویند هم فلسطین هم اسرائیل. هنوز هم نمیگویند، قبول نمیکنند.
آن وقت میدانید هم فلسطین هم اسرائیل چیست؟ مثل این که من بیایم خانه شما را بگیرم، بزنم، بکشم، آتش بزنم، تجاوز، توهین، اذیت. بعد بگویم حالا از این چندتا اتاق، مثلاً چهارتا اتاق و مهمانخانه و حال و پذیرایی و آشپزخانه، یک اتاق کنار دستشویی، یک اتاق هم خودت هم بیا بنشین! این میشود هم فلسطین هم اسرائیل! دو دولتی! اصلاً تو چهکارهای؟ تو اصلاً یک میلیمتر هم آنجا حق نداری. تو به خانه ما آمدهای! در خانه من میخواهی دو تا صاحبخانه بگویی بیایید تقسیم کنید؟ تازه به همان هم راضی نمیشوی. الان تمام این کشورهایی که از فلسطین تعریف میکنند، همین را میگویند. بیشتر از این چیزی نمیگویند.
این گزارش را عنایت کنید. میگوید که ما 70- 80 سال سرپوش گذاشتیم که داریم از یک رژیم فاشیست جلادی دفاع میکنیم که رسماً و علناً و قانوناً میگوید که ما دنبال زندگی باکیفیتتر برای "نژاد برتر" هستیم. نژاد برتر یعنی صهیونیستها. یهودی را به عنوان نژاد برتر میگویند، نه به عنوان دین حضرت موسی(ع) وقتی از حضرت داوود، حضرت سلیمان، ما آنها را پیامبران الهی میدانیم که حکومت دینی تشکیل دادند. اینها وقتی از آنها صحبت میکنند، آنها را به عنوان شاهان و پادشاهان بنی اسرائیل نام میبرند و این که اینها جادوگر بودند، سحر بلد بودند، قدرتهای هم طبیعی هم غیرطبیعی داشتند؛ نه به عنوان این که اینها پیامبران الهی هستند. لذا در توراتی که دستکاری شده است، بخشهای درست و غلط و بخشهای در تورات، در عهد عتیق، پیامبران، زندگیهای آنها را که اشاره میکند- نعوذ بالله- آنها فاسد هستند اصلاً. یعنی پیامبرها دروغگو هستند، کلاهبردار هستند، گناهان جنسی کردهاند، شراب خوردهاند. راجع به پیامبرها این حرفها را میزنند. پیامبر بنی اسرائیل. اصلاً معلوم است دشمنان انبیاء بخشی از اینها را برداشته و نوشتهاند.
ریختن خون جمعیتهای مزاحم مباح است. اینها ایدئولوژی رسمی آنها است. نژاد برتر حق دارد برای باکیفیتتر کردن زندگی خودش، هر کاری که لازم میبیند انجام بدهد. یک جمعیتی در جغرافیای دیگری جمع شدهاند. آنجا کسانی میخواهند مانع از تحقق این گامها بشوند. اگر لازم باشد زیست سیاسی را تبدیل به مرگ سیاست کنیم، میکنیم. ما ظاهراً حرفهای دیپلماسی و سیاسی و قرارداد و سازمان ملل و اینها را میزنیم، اینها همهاش زیر پای ما است. نحوه مدیریت مرگ، برنامهریزی برای نابودسازی، تصمیمگیری برای پایان بخشیدن به حیات سایر انسانهایی که با ما همکاری نمیکنند، یعنی تسلیم نمیشوند، قرار دادن جمعیت مزاحم در موقعیت جغرافیایی غیرطبیعی، دیگرانگاری و دشمنانگاری هر جمعیت مزاحم. مزاحم یعنی کسانی که در برابر ظلم اینها مقاومت میکنند. برای ورود به میدان مرگ سیاست، باید جغرافیایی که پذیرای جمعیت مزاحم است، مثل غزه، به عنوان جغرافیای تهدید شمرد و مردم ساکن در این مناطق را در سراسر جهان، فاقد صلاحیت زیست طبیعی دانست. یعنی چه؟ میگوید اینها اصلاً حق زندگی ندارند. حقوق بشر برای بشر است. اینها که بشر نیستند! بشر فقط ما هستیم. حقوق و اضافه حقوق داریم. حالا بعضی روزنامهنگاران اروپایی که میگوید ما هم از اینها حمایت کردیم. ما هم چهل سال، پنجاه سال، شصت سال است داریم به نفع اینها کار میکنیم. هرکس هم حتی راجع به هولوکاست سؤال کند کارش تمام است. شغلش، آزادیاش، اعتبارش، همه چیزش را از دست میدهد. ممکن است جانش را هم از دست بدهد! ولی حالا که دیگر دنیا به هم ریخته است، از اندونزی و مالزی، یک دو میلیون جمعیت بیرون میآید تا واشنگتن و نیویورک. و اینها یعنی انقلاب علیه رسانههای کنترلشده یعنی امپریالیسم رسانهای. اگر الان چیزی نگوییم، کی میتوانیم بگوییم؟
میگوید آنچه در نزاع بین فلسطینیها و صهیونیستها جریان دارد این است که بعد از تثبیت محدودسازی قلمرو فلسطین در دو منطقه کرانه باختری و غزه، صهیونیستها تلاش کردند به هر شیوة ممکن، زندگی در این دو منطقه را برای مردم چنان دشوار کنند که یا بمیرند و یا خودشان بروند. نه میگذاریم آب به آنها برسد، نه برق، نه بهداشت، نه غذا، نه شغل. اصلاً اکثر جوانهای ما آنجا اصلاً شغلی نداشتند. بعد میگوید ما میخواستیم از اینجا خانه خالهام برویم در همان منطقه کوچک، باید از برابر پانزده تا دژبانی صهیونیستها رد شویم و پانزده بار در روز تحقیر شویم و پانزده ساعت گاهی معطلی برای هیچچیز. اصلاً زندگی نمیگذاشتند بکنیم ما. نه این که به ما زندگی متوسط شده، بگوییم ما حقوق بیشتری میخواستیم، حمله کردیم. اصلاً هیچی! مسئله اصلی مردم در فلسطین و غزه دیگر زندگی کردن نبود، بلکه زندهماندن بود.
میگوید ما اینجا زندگی نمیکردیم که. این فلسطینیها و غزه زندگی نمیکردند. آنها فقط زنده بودند. نفس میکشیدند. مرگ، کالایی ارزان که هر لحظه دسترسی به آن آسان بود و برای زندهماندن حداقلی باید چانهزنی کرد توجیه آنها هم این بود که ممکن است شهرکنشینهای ما را تهدید کنند. شهرکنشین کیست؟ من بیایم شهر شما را بگیرم، خانههای شما را اشغال کنم، خراب کنم، بعد ساکن شوم. شما هم آن اشغالگر هستی. اسم اشغالگر و متجاوز را شهرکنشین میگذاری؟
میدانید مردم اسرائیل، مردم معمولی نیستند. همه اینها اشغالگر هستند. تمام آنهایی که به اسرائیل آمدهاند، اشغالگر هستند. آنها به خانههای مردم آمدهاند. میدانید همهشان هم جزو ارتش اسرائیل هستند؛ اصلاً تعهد دارند. مسلح هستند. حتی در این قضایای یک سال اخیر، بخشی از اینها که علیه دولت تظاهرات کردند که قضیه را تمام کن، نه این که دل آنها برای فلسطینیها سوخته باشد، تازه مخالفین نتانیاهو دل آنها برای فلسطینیها نسوخته بود. دل آنها برای چه چیزی سوخته بود؟ به راهپیماییهای آنها توجه میکردید چه میگفتند؟ خواسته اصلی آنها چه بود؟ اسرایشان. میگفتند که فعلاً آتشبس بدهید، مذاکره کنید، این اسیرهایی که از ما گرفتهاند، اینها آزاد شوند، بعد بروید همه آنها را نابود کنید. اینها خوبهای آنها هستند.
همان موقع نظرسنجی، بیش از یکسوم اسرائیلیها، معتقد بودند که هیچ مذاکرهای نباید کرد و باید همه آنها را از پیر و بزرگ تا کوچک و بچه شیرخواره کشت و نابود کرد. اینها اصلاً ملت نیستند. اسرائیل نه فقط دولت و رژیم آن غیرقانونی است، ملت آن هم غیرقانونی است. مگر اشغال، حق میآورد؟ منتهی بقیه جاهایی که اشغال شدهاند، تسلیم میشوند؛ ولی مسلمانها به راحتی تسلیم نمیشوند، مخصوصاً این فلسطینیها که واقعاً نشان دادند چه ملت مجاهدی هستند.
یک آمار میگوید که تا سال ۱۹۴۸ که دیگر رسماً «یَوْمُ اَلنَّکْبَةِ» روز نکبت بود که اسرائیل رسماً تشکیل شد، آن موقع بین دولتها و ملتهای عرب و اینها هنوز خیلی شکاف جدی و علنی نشده بود و موضع رسمی و موضع مردمی، یعنی موضع حکومتها و موضع ملتها، یکی بود. فلسطین مسئله همه کشورهای عربی، چه ملت و چه دولت، بود. کشورهای غیرعربی مسلمان هم، بعضی از آنها از جمله ایران، همان موقع مطرح بود. آیا میدانید که اصلاً سپاه قدس در همان سال ۱۹۴۸ در ایران تشکیل شد؟ این برای بعد از انقلاب نیست. بعضیها خیال میکنند فلسطین مسئله بعد از انقلاب اسلامی است. اصلاً این نیست. هنوز نهضت امام سال ۴۲ شروع نشده بوده است، قبل از آن، زمان نهضت نفت، آیتالله کاشانی و شهید نواب صفوی، اینها به مردم گفتند هر کسی میخواهد بیاید ثبتنام کند تا به فلسطین برویم و بجنگیم. یعنی چند هزار، حداقل بین پنج تا هفت هزار داوطلب، آن موقع، همان وقتی که تازه اسرائیل تشکیل شده بود، در تهران به مسجد بازار رفتند و ثبتنام کردند که ما میخواهیم برای جهاد به فلسطین برویم. پس این که میگویند مسئله فلسطین را امام خمینی و انقلاب و جمهوری اسلامی، مطرح کرده، نخیر! اصلاً جمهوری اسلامی نبود، انقلاب هم نبود، امام هم هنوز مطرح نبود. از قبل اینها بوده است. آن موقع، مراجعین و فقهای شیعه و سنی فتوای حکم جهاد دادند. آن موقع، از ایران هزاران نفر ثبتنام کردند که بروند که بعد رژیم شاه نگذاشت و گفت هرکس ادامه بدهد او را میگیرند. آن موقع به کمکهای مالی شروع کردند برای فلسطینیها و علیه صهیونیستها و علیه آمریکا و اسرائیل. اینها ساخته انقلاب اسلامی نبوده که بگوییم اینها را جمهوری اسلامی آمد این شعارها را مطرح کرد، اصلاً همچین چیزی نبود. اصلاً قبل از این که انقلاب پیروز بشود، یکی از شعارها این بود: «امروز ایران، فردا فلسطین». اصلاً این شعار را ما خودمان میدادیم. بنده 13 ساله بودم در خیابانها، هنوز شاه بود، مردم این شعار را میدادند. جمهوری اسلامی مسئله نابودی فلسطین را مطرح نکرد. جمهوری اسلامی از همان موقع پای آن ایستاد.
ببینید الان که ما به فلسطینیها و اینها کمک میکنیم، در طول قبل از انقلاب و زمان شاه همیشه برعکس بود. فلسطینیها به ما کمک میکردند. یعنی در زمان شاه، انقلابیون و مبارزین ایران در دنیا هیچ نقطه امنی به اندازه سوریه و لبنان نداشتند. همان موقع. ایرانیهایی که رزمنده بودند و به آنجا میرفتند، خانم دباغ را که همه شما میشناسید، این زن مجاهد شریف بزرگ که زندگینامه او را بخوانید. ایشان فرمانده سپاه همدان بود و هزاران پاسدار مرد تحت فرمان ایشان بودند. او قبل از انقلاب چریک بود، مبارز بود. شش - هفت تا بچه داشت و زیر شکنجه زمان شاه بود. ایشان میگفت که من انقدر شکنجه شدم، بدن من شروع کرد به پوسیدن. عفونت تمام بدن من را گرفت که این شکنجهگرهای زمان شاه که میآمدند من را بزنند، دماغشان را میگرفتند من را میزدند. بعد از این که دیگر خودشان گفتند این دارد میمیرد سرطان پوست گرفته، معلوم نیست چی شده، من را به بیمارستان ارتش و پلیس بردند. از آنجا نیروهای انقلابی و شاگردان و همراهان، کسانی بودند که با شهید آیتالله سعیدی کار میکردند. آیتالله سعیدی زیر شکنجه شهید شد. آن تیمهایی که آنجا بودند، اینها آمدند و ایشان را از بیمارستان فراری دادند و چون گفتند اگر او را بگیرند حکمش اعدام است، دیگر ایشان رفت. اینها همه به سوریه و لبنان میرفتند و آنجا با فلسطینیها کار میکردند. هم مسلمانهای ما با مسلمانهای فلسطینی میرفتند، هم کمونیستهای ایران با کمونیستهای فلسطینی میرفتند. باز آنها هم از طریق سوریه میرفتند. آنجا آموزش چریکی میدیدند، گاهی اسلحهای داشتند که برای مبارزه به ایران میآمدند.
میخواهم بگویم قبل از این که جمهوری اسلامی تشکیل بشود، مسئله فلسطین، سوریه و لبنان در این قضایا اهمیت داشت. بحث ما حکومت سوریه نبود، ما با حکومت سوریه کاری نداشتیم. بحث ما خود سوریه بود. چون سوریه تنها کشور عربی بود که به اسرائیل خیانت نکرد. الان اینهایی که جدید آمدهاند، قبل از این که بیایند میگفتند ما اول مسجد اموی دمشق را میگیریم، بعد به مسجدالاقصی در فلسطین میرویم! تا گرفتند گفتند ما به مسجدالاقصی کاری نداریم، ما با اسرائیل کاری نداریم! رسماً گفتند دیگه. گفتند هیچ خطری از ناحیه ما، اسرائیل را تهدید نمیکند! آنجا سر میبریدند، حتی زنان مسلمانی که تابع اینها نبودند اینها را به عنوان کنیز میگرفتند. وقتی حکومت را گرفت، کراوات زد، ریش خود را کوتاه کرد، گفت حجاب هم برای ما مهم نیست. هر کسی میخواهد باحجاب باشد یا بیحجاب، مشکلی نیست. روابط ما با اسرائیل هم دوستانه است! یک مرتبه آقایان خلافت اسلامی شرعی، یک مرتبه دموکرات شدند؛ برای چی؟ برای این که به قدرت برسند. شما مگر نگفتید ما اول سوریه را میگیریم بعد به سراغ اسرائیل میرویم؟ اسرائیل به سراغ سوریه آمد که! پانصد- ششصد کیلومتر از سوریه را گرفتند. اینها هم نگاه کردند! بعد به او گفتند نمیخواهید بجنگید و از سوریه دفاع کنید؟ گفتند نه! ما بعداً از طریق قانونی اقدام میکنیم، میخواهیم به سازمان ملل نامه بنویسیم. اینها اینجوری هستند. یعنی مسئله فلسطین، شاخصی شده است برای این که مرز مؤمنین و منافقین و مرز صادق و کاذب و خائن و خادم را معلوم کند. و کسانی که دو نقش بازی میکنند، یکی از جاهایی که حتماً لو میروند، تا الان هم لو رفتهاند، یکیاش مسئله فلسطین بوده است.
آخرش هم خواهید دید این جریانهای اسلامگرایی که شعارهای ضدآمریکایی و اسرائیلی میدادند ولی علیه جبهه مقاومت عمل میکردند، همینها هم بالاخره سر این دوراهی باید انتخاب خود را بکنند یعنی هم ترکیه و هم اینهایی که به سوریه رفتند، اینها سر این قضیه تا حدود زیادی اعتبارشان از دست رفت.
من چند خبری را که در همین ایام در این رابطه آمده است فقط برای شما عرض بکنم. اینها جزو آن اخبار عادی نیست. اینها خبرهایی است که مفهوم استراتژیک دارد، آثار تاریخی دارد، اهمیت دارد. خبرها همه کنار هم میآید ولی همه به یک اندازه خبر نیست. بعضی از آنها اصلاً مهم نیست؛ ولی بعضی از آنها نشان میدهد یک اتفاقات بزرگی دارد میافتد. یعنی شما یک سال و نیم آبرویتان رفت. سه تا هدف اعلام کرده بودید گفتید حماس را نابود میکنیم، غزه را میگیریم، اسرامان را هم آزاد میکنیم با زور، نه با قرارداد! کدام را انجام دادید؟
در لبنان گفتید ما حزبالله را نابود میکنیم، در جنوب لبنان مستقر میشویم و خلع سلاح میکنیم و کلاً یا نمیگذاریم حزبالله باشد یا یک گروه غیرمسلح الکی باشد! کدام را انجام دادید؟ کدام را کردید؟ در همان درگیریها، یحیی سنوار گفته بود که من با اینهایی که میگویند باید الان ما به سوریه برویم و با ایران و حزبالله بجنگیم و بحثهای شیعه و سنی، و بحثهای عرب و عجم را مطرح میکنند ما این حرفها را قبول نداریم. ایران و حزبالله در خط مقدم مبارزه هستند و اینها برادران ما هستند، ما در کنار آنها میجنگیم. و بعد اینها گفتند که تنها کشوری که به ما کمک کرد، تنها کسانی که به ما کمک کردند، ایران و حزبالله و شیعیان یمن و عراق بود. هی همه شما میگویید شیعه و سنی فلان است. بحث شیعه و سنی بازی درمیآورید؟ یک نفر از این حکومتهای شماها در جنگ کنار ما نبود. نه گروهها و نه حکومتها. قراردادها و تعهداتی که اسرائیل داده است، برای او تحقیرآمیز است. همان قراردادی است که قبلاً میگفتید امکان ندارد انجام بشود. هیچکدام از اسیرهای خود را نتوانستید خودتان آزاد کنید ولی دهها نفر از آنها را در بمبارانها کشتید آنها هم کشته شدند. تعدادی از مجروحان حماس که حماس اعلام خواهد کرد چه کسانی؟ حماس گفت باید زندانیهایی که محکوم به حبس ابد هستند یا 20- 30 سال و کسانی که گفته بودید امکان ندارد اینها را آزاد بکنید، همانها را باید آزاد بکنید. دقت میکنید؟ همانها. یعنی قدیمیترین. یکی از زندانیهایی که آزاد شد، ایشان به چهار بار اعدام محکوم بود. چون چند سال پیش یک عملیاتی کرده بودند و بیست تا از صهیونیستها را زده بودند و چند تا از آنها هم شهید شده بودند. همان را مجبور شدند آزاد کنند. اصلاً در خود روزنامههای صهیونیستی مکرر دیگر دارند مینویسند و میگویند اصلاً این صحنه تبادل اسرا تحقیرکننده است. نباید چیزی پخش کنید! که آنها همه با افتخار جشن گرفتند. میگوید چرا آنها همه جشن گرفتهاند اینطرف همه عزا؟ باید کالا و تجارت بیاید. هرچه که اسرائیل در این یکی دو سال میگفت باید اجرا بشود، اجرا نشد. آنوقت وزیر امنیت ملی اسرائیل، رئیس ساواک و کل امنیتشان، "ایتامار بنگویر" بیانیه داد. گفت این توافق، یعنی همه دستاوردهای اسرائیل به پایان رسید. دست ما به طور کامل خالی شد. اگر این توافق اینچنین پیش برود، همه ما باید استعفا کنیم و هم اشخاص ما و هم احزاب ما.
"هاآرتص" میگوید ما نه فقط در غزه شکست خوردیم، نه فقط داخل اسرائیل و فلسطین اشغالی شکست خوردیم، ما در سطح جهان شکست خوردیم. میگوید الان اسرائیلیها هیچ جای دنیا دیگر نمیتوانند با امنیت بروند. چون همه امکان دستگیریشان هست. نه حتی نظامیان رسمی ارتش اسرائیل از بیم دستگیری قادر به سفر به هیچ کشوری نیستند. امنیت نداریم!
میدانید مثل این که یک عده میگفتند شاه را آمریکا خودش برداشت. یک عده میگویند شاه را آمریکا برداشت. بعد میگوییم برای چه؟ میگویند برای این که دید ملت بپا خاستند و انقلاب هیچ کاری نمیشود کرد، گفت شاه را برمیداریم. یعنی چه؟ یعنی مثلاً خمینی را آمریکا آورد، شاه را آمریکا برداشت. این خیلی جالب است که یک کشوری حاکمیت آن اینقدر دیوانه و احمق باشد که بزرگترین پایگاهش را در جهان که در اسناد لانه میگوید: برای ما ایران و اسرائیل مهمترین کشورهایی هستند که در اختیار ما هستند. بعد یک جای آن میگوید حتی به خاطر موقعیت استراتژیک ایران و همینطور منابع نفتیاش و این که کنار شوروی و کمونیستها است و در منطقه حساسی است، از بعضی جهات آمریکا میگوید برای ما ایران از اسرائیل هم مهمتر است. بعد اینجا را از دست میدهد. یعنی جزیره ثبات که خودش میگفت در دنیا ما به این نتیجه رسیدهایم همه جا بهم میریزد ایران جزیره ثبات است! یعنی اینجور ما بر آن مسلط هستیم. چون میدانید 70- 80 هزار آمریکایی، اسرائیلی، انگلیسی اینها بودند، همه چیز تحت کنترل اینها بود. حکومت صددرصد در اختیار اینها بود. اینجا را از دست بدهد، به مرکز آتشفشان در جهان علیه آمریکا و اسرائیل تبدیل بشود. یعنی بزرگترین دشمنشان. نه! شکست خوردند. میدانید چرا این حرفها را میزنند؟ میگفتند خود شاه را خود آمریکا برداشت. برای این که بگویند ما شکست نمیخوریم. یعنی اگر یک جایی هم شما جلو آمدید، ما خودمان خواستیم، این هم پروژه خودمان بوده است. دقت میکنید؟ آخه پروژهای که ضرر آن هزار برابر سود آن است، آمدهای قدرت خودت را اثبات کنی، عقلانیت خود را زیر سؤال بردی! اسرائیل اصلاً به هیچ قیمتی... حاضر بود میلیاردها میلیارد دلار همینطوری مجانی بدهد. این چهرهای که الان در دنیا پیدا کرده که هم بیش از همیشه منفور است، هم بیش از همیشه مقهور است، یعنی شکست خورده، تحقیر شده است. ابداً اینطور نیست. اتفاقاً عدالتخواهان دنیا الان امیدوار شدهاند. قبلاً باور نمیکردند، میگفتند: امکان ندارد اسرائیل شکست بخورد. چون کل غرب پشت آن ایستاده است، امکان ندارد. هرچه هم جنگ بوده هی اسرائیل در همه جنگها بزرگتر شد، پیروز شد. این که نه! امکان دارد. همه اینها پشت اسرائیل هستند ولی همهشان با هم شکست میخورند. این اتفاقاً ضربه بسیار عظیمی است.
ببینید روزنامه صهیونیستی هاآرتص در اسرائیل که صهیونیستی است میگوید در تاریخ چه وقت بوده که نخستوزیر ما و وزیر جنگ ما رسماً محکوم بشوند که اینها هرجا بروند تمام حکومتها باید اینها را بازداشت کنند؟ البته آمریکا اعلام کرد ما دادگاه لاهه را محکوم و تحریم میکنیم و علیه شما اعلام قانون میکنیم، شما حق ندارید علیه اسرائیل این حرفها را بزنید. دادگاه لاهه هم جای مستقلی نیست که شما فکر کنید چون مستقل هستند این کار را کردهاند. فشار افکار عمومی در دنیا انقدر زیاد بود که دادگاه لاهه برای اولین بار مجبور شد در عمرش این کار را انجام بدهد. اصلاً این کار سابقه نداشت. و بعد هم میدانید که سریع قاضی دادگاهش را برداشتند.
یکی از حضار: او مُرد.
پاسخ استاد: مُرد؟ ما تا زنده بودنش را خبر داشتیم. پس اگر هم مرده یک کاری کردند بمیرد. حالا من عزل او را شنیدم. و دادگاه لاهه... حالا این کهبه احتمال قوی منجر به عمل نمیشود؛ ولی همین که دادگاه لاهه مجبور شده است این را بزند، برای این که دیدند اعتبار خودشان در دنیا در خطر است. یعنی همه نگاه میکنند شما چه جور سازمان بینالمللی هستید که واضحترین جنایت دارد صورت میگیرد؟
میگوید این هفته، همین چند روز قبل، داستان آخرین نظامی اسرائیلی که نزدیک بود در سفر به برزیل دستگیر شود، باعث ایجاد شوک در اسرائیل شد. او متوجه شد که در برزیل به دلیل این که عضو ارتش اسرائیل است و جرایم جنگی تحت تعقیب است، با هوشیاری و سرعت عمل، قبل از دستگیر شدن از برزیل فرار کرد. تازه برزیل یک کشور ضدآمریکایی نیست. حالا بعضی کشورها ضدصهیونیستی، ضدآمریکایی هستند، ممکن است، مثلاً کشورهای چپ بیشتر، نیکاراگوئه، ونزوئلا، کوبا، اینها. برزیل اینجوری نیست. حتی آنجا هم میگوید... خبرنگار ارشد بخش انگلیسی هاآرتص میگوید گروههای حامی فلسطین در تمام کشورها به شیوههای متنوع، نظامیان اسرائیل را از طریق مراجعه به صفحات مجازی آنها و هک صفحات آنها، آنها را افشا و در سطح جهان معرفی میکنند و میکوشند آنها را هر جای جهان که هستند تحت تعقیب قضایی قرار دهند. الان از خودشان میپرسند آیا دیگر ما میتوانیم با خیال راحت سفر کنیم یا طبق قانون ما را میگیرند یا مخالفان اسرائیل ما را میکشند و میزنند؟ میگوید ما دیگر در دنیایی که نوکر ما بوده، حالا دیگر امنیت نداریم.
نظریهپرداز برجسته رژیم صهیونیستی، "یووال نوح هراری" که نویسنده هم هست و کتابهایی هم اخیراً نوشته است میگوید مراقب باشید. هر جا که فکر میکنید ما داریم پیروز میشویم، این احتمال را بدهید که دقیقاً همانجا ما داریم شکست میخوریم و شکست اصلی ما از ایران انقلاب اسلامی است و کل اتفاقاتی که دارد در جهان اسلام میافتد و از جمله در کشورهای عربی و از جمله فلسطین، همه اینها زیر سر انقلاب ایران است!
میگوید مرد متفکر 85 ساله ایرانی - رهبری را میگوید - هرگز تن به شکست نمیدهد. ما در حلقه آتش و در تله ایرانیها گرفتار شدهایم. خامنهای دستور اعزام مستشارانش را به لبنان نداد. لبنانیها از ایران کمک خواستند. عراقیها، افغانها، تاجیکها، آذریها، پاکستانیها، آنها به کمک لبنان رفتند. ایران به سوریه دهها هزار نیرو نفرستاد. ایران بدون درخواست مکرر دولت عراق و دولت سوریه و لبنان، نیرو به جایی نفرستاد. میگوید ایران خط داد، حمایت کرد و اینها از او خواستند. دولت عراق و سوریه رسماً گفتند کشور ما دست داعش و دیگران افتاد. هیچ کس به ما کمک نمیکند. بیایید به ما کمک کنید. دولت از آنها خواست رفتند. بعد میگوید که حالا میدانید چرا ما در تله ایران افتادیم؟ خوشحال هستیم که سوریه افتاده دست کسانی که با ما هستند؛ اما باز هم من میگویم بسیاری متوجه نیستند که ما اینجا هم در تله ایران افتادهایم! حالا چه جوری؟ میگوید من دو پیام به نتانیاهو نوشتم. گفتم آتشبس را نپذیر. پذیرش آتشبس یعنی شکست کامل اسرائیل و پیروزی ایران و متحدین او.
حالا دارم خواهش میکنم از جلوی دخالت مستقیم ترکیه را در سوریه بگیرید. خوشحال نشوید از این که سوریه از جبهه مقاومت خارج شد. چون این بهترین بهانه برای ایران است که از این پس با تمام قوای نظامی، علناً از طریق هوا و زمین در سوریه جهنمی به پا کند که اسرائیل حتماً در این جهنم خواهد سوخت و تنها مانع این است که در سوریه یک جنگ جهانی راه بیفتد و الا جلوی ایران را نمیشود گرفت.
اگر ایران با ما از عراق تا سوریه نبرد زمینی شروع کند و به بلندیهای جولان برسد، این یعنی تلهای که اسرائیل را برای همیشه از بین خواهد برد. میگوید من اول گفتم آتشبس را نپذیرید. حالا که پذیرفتید و چارهای نداشتید، حالا از شما میخواهم آتشبس را به هیچ بهانهای نقض نکنید. اگر آتشبس نقض شود و جنگ دوباره در منطقه شروع شود، دومین تله ایران ما را گرفتار خواهد کرد. اروپا و آمریکا هم این بار ما را کاملاً تنها خواهند گذاشت، همانطور که صدام را بعد از سالها حمایت در برابر ایران تنها گذاشتند. یعنی دیگر غرب هم حاضر نیست که به هر قیمتی پشت ما بایستد. تا یک حدی میایستند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی